رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )
59
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )
نظرهائى وجود داشته است « 224 » و طبق منبعى كه از آن ياد كرديم اين اختلاف نظر لااقل به اعتقاد معاصران ، يكى از علل سقوط سلسلهء صفويه بوده است : « گويند كه سرداران قزلباشيه به جهت پيشرفت كار خود محمود نابود ( ؟ ) را به روى كار آورده بودند » و بعد چنين به مطلب ادامه مىدهد : « و هنگامى كه مرادشان حاصل شد ( البته ) ديگر نتوانستند خرى را كه به بام برده بودند باز پائين بياورند » « 225 » . در ابتداى به سلطنت رسيدن سلسلهء صفويه اغلب حكام ايالات از بستگان خاندان سلطنتى از قبيل پسران ، نوادگان ، برادران و برادرزادگان پادشاه بودند . اكثر شاهزادگان را در طفوليت يا سالهاى نوجوانى به ايالات مىفرستادهاند . تقريبا همواره يك مربّى نيز بهنام « لله » همراه آنها به محل حكومت مىرفت . حتى هنگامى كه آنها به سن بلوغ نيز رسيده بودند باز لله ملازم آنها بود . شاهزاده اسما دارندهء حكومت بود . مثلا به منصب شاهزاده و حاكم هرات « حكومت خراسان » و اغلب هم « ميرزائى خراسان » « 226 » و بهندرت « جانشينى » شاه « 227 » نيز اطلاق مىشد . در مراجع كم نيست مواردى كه از لله بهعنوان « حاكم » نيز ذكر شده است و اين مطلبى است كه با اوضاع و احوال هم وفق مىدهد . كار للگى در موارد محدودى به چند تن از امرا متفقا نيز داده شده است « 228 » . همچنين للگى را پدرى ( اتابيگى ) شاهزاده نيز مىدانستهاند . پس نبايد حيرت كرد كه اغلب در جوار لله و پدر ، امير ديگرى سمت پدر بزرگى ( دده بيگى ) شاهزاده را بهعهده
--> ( 224 ) - رجوع شود به انقراض صفويه تأليف لاكهارت ، متن اصلى ، ص 86 ، 89 . ( 225 ) - تاريخ طهماسيه ، ص a 132 . آيا در اينجا لفظ قزلباش معنى قديم خود را مىدهد يا به مفهوم « اهل شمشير » آمده است ؟ ( 226 ) - در خلاصة التواريخ نيز تقريبا به همين صورت است ! ( 227 ) - تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 131 براى شاهزادهء هرات ؛ افضل التواريخ ، جلد دوم ، ص a 218 براى شاهزادهء مشهد . ( 228 ) - خلاصة التواريخ ، ص b 259 .